مقایسه EPDM , Nitrile

تنوع لاستیکهایی که به صورت مصنوعی ساخته می شوند عمدتا به حدود دوجین متریال با خواص و کاربردهای مختلف می رسد. دو نوع ترکیب پر کاربرد از لاستیکها ,EPDM Nitrile می باشد. بزرگترین تفاوت این دو گروه از محصولات مربوط به تفاوت مقاومت آنها در برابر سوختهای پایه نفتی و روان کننده ها و همچنین تفاوت مقاومت آنها از نظر آسیب در مجاورت هوا می باشد.

 

EPDM :  به صورت گسترده ای در تولید اورینگها، و اشرها و انواع آببند ها برای خطوط آب و بخار و همچنین در سیستمهای ترمز و کولر اتومبیلها و کامیونها استفاده می شود.

آببندهای EPDM در برابر اسیدهای ملایم، پاک کننده ها، سیلیکونها، گلاکیولها، کتونها و الکلها   مقاوم است و دمای  ۳۰- تا ۱۵۰ درجه را تحمل می نماید. بزرگترین ضعف EPDM  در مواجهه با سوختهای پایه نفتی ، روغنها و حلالهاست.

 

Nitrile:  نیتریل یا Buna-N از ترکیب پلیمرهای بوتادین و اکریلونیترات بدست می آید. این متریال مقاومت بسیار مناسبی در برابر سوختهای بنزینی و گازوییلی ، روغن موتور و دیگر محصولات پایه نفتی دارد. به همین علت بطور گسترده ای در سیستم سوخت اتومبیل، قایق،  هواپیما و موتورهای ایستا استفاده می شود. فرمول این محصول می تواند به صورتی شکل گیرد که دمای  ۲۰- تا ۱۳۵ درجه را تحمل نماید. بزرگترین ضعف نیتریل در مواجهه با نور خورشید، هوا و اوزون متصاعد از تجهیزات الکتریکی می باشد.

آلیاژهای فلزی

کربن استیل

آلیاژ کربن استیل در تولید واشرهای متال جکت و رینگ جوینت بسیار استفاده می شود.

بدلیل مقاومت پایین کربن استیل در مقابل خوردگی، نباید در معرض آب، اسید های رقیق و محلولهای نمکی قرار گیرد. این آلیاژ در مواجهه با سیالات قلیایی و برخی اسید های غلیظ مورد استفاده قرار می گیرد.

تحمل دمایی کربن استیل ۵۰۰ درجه سانتیگراد و سختی آن در بازه ۹۰ تا ۱۲۰ برینل است.

 

فولاد ضد زنگ ۳۰۴

آلیاژ استنلس استیل ۳۰۴ دارای ۱۸ درصد کروم و ۸ درصد نیکل می باشد. این آلیاژ بدلیل مقاومت عالی در برابر خوردگی، قیمت مناسب و فراوانی در بازار،  پر مصرف ترین آلیاژ برای تولید واشرهای صنعتی است.

حداکثر تحمل دمایی استیل ۳۰۴ حدود ۷۶۰ درجه سانتیگراد است اما بدلیل تنش و خورندگی میان دانه ای آن، تحمل دمایی پیوسته آن به ۴۲۰ درجه سانتیگراد محدود می شود.

سختی فولاد ضد زنگ ۳۰۴ حدود ۱۶۰ برینل است.

 

عملکرد گسکتها و تاثیر آن بر ایمنی اتصالات فلنجی

  • گسکت تخت با تعریف امروزی، اولین بار حدود ۱۰۰ سال پیش توسط مهندس اطریشی، ریچارد کلینگربا ترکیبی از آزبست و لاستیک به صنعت معرفی شد. بنا بر موفقیتی که بوجود آورد خیلی زود انواع مختلفی از متریالهای مشابه با ترکیبات متفاوت پا به عرصه وجود گذاشت. از اینرو نیاز به ارزیابی متریال مختلف حس و تنها روش موجود در آن زمان برای این کار، یعنی سنجش مقاومت کششی بعنوان معیار کیفیت گسکت برگزیده شد. این معیار، همانطور که در ادامه خواهد آمد، امروزه اهمیت چندانی ندارد.
  • تنوع گسکتهای تخت با معرفی نان آزبستها بشدت فزونی یافت . سردرگمی ناشی از این تنوع باعث شد تا صنعت بدنبال گسکتی واحد، مناسب همه شرایط کاری باشد. امری که تحقق نیافت و نخواهد یافت. به این هدف تنها می توان با افزایش محدوده عملکرد گسکتها بطور نسبی نزدیک شد.
  • یک مهندس صنعتی و استفاده کننده از گسکت باید همیشه منتقد بحث در مورد واشر خوب یا بد باشد. چرا که گسکت خوب یا بد وجود ندارد بلکه تنها انتخاب گسکتی درست یا غلط برای شرایط کاری داده مطرح است. از این رو مولفه های زیادی در انتخاب گسکت نقش دارند.
  • ادامه دارد…